شهاب الدين احمد سمعانى
مقدمهء مصحح 95
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
صفت خويشى ، تا از نظر به صفات پاك برنخاستى ما را نبينى . گفت : انت كما اثنيت على نفسك . تو خود چنانى كه خود را ستايى ، مر ترا وصف كردن هم تو توانى . لا احصى تجريد است ، انت كما اثنيت تفريد است ، و تا بنده از غير حق مجرّد نگشت حق را فرد نگردد a 115 . و اين است نمونهء ديگر از تفسير عرفانى اين حديث : اكثر اهل الجنّة البله . . . بيشتر اهل بهشت ابلهاناند ؛ زيرا كه دونهمتاناند . قال اللّه تعالى : إِنَّ أَصْحابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فاكِهُونَ . عوام را به بهشت اضافت كرد و خواص درگاه خود را به هيچ غير اضافت نكرد b 115 . 9 . گزيدهء روح الارواح گزين كردن و برگزيده ساختن از كتابهاى بلند و مفصل پارسى از سدهء هفتم هجرى در ميان دانايان فارسى زبان رايج و متداول بوده است . البته لازم به يادآورى است كه از كتابى مفصّل منتخبى به دست دادن ، با توجه به كاربرد اصطلاحى آن ، غير از تلخيص كردن است . فن تلخيص كه در بيشتر مواقع همراه با تهذيب بوده - از جملهء فنون علمى و نيز بسيار دشوار بوده ، و رسم و رواج آن خاصه در زمينهء آثار عربى چندين دهه پيشتر از گزيده كردن نگاشتههاى مفصل فارسى معمول بوده است . دانشمندانى كه به تلخيص كتابى مىپرداختهاند بر موضوع كتاب و نيز بر پيشينهء كتابهايى از آن دست و از آن موضوع تسلطى كامل داشتهاند و تلخيصى از كتاب را همراه با نقد و تهذيب عرضه مىكردهاند . چنين تلخيصى چنان مطلوب مىافتاده كه گاهگاهى حتى اصل تأليف را به فراموشى مىسپرده است . چنانچه تلخيص المحصل خواجه نصير الدين طوسى كه تقريبا متن اصلى المحصّل فخر الدين رازى را غريب گردانيده و شهرت متن اصلى را تحت الشعاع قرار داده است . اما به رغم فن تلخيص ، خلاصه كردن و گزيده ساختن كتابها كه در زبان فارسى از سدهء هفتم هجرى رخ نموده - به علت عدم صبغهء علمى در صورت برگزيده ، و هم به لحاظ آنكه گزينشگر جميع فوائد و نكات موجود در صورت اصلى كتاب را مد نظر نمىگرفته ، به قياس با متن اصلى مورد توجه واقع نمىشده ، و حتى گاهگاهى اين گونه خلاصهها و برگزيدهها پس از اندك زمانى به فراموشى سپرده مىشده است . چنانچه اگر سه گزيدهاى را كه در سدههاى هفتم و هشتم هجرى از